خداوندا دلتنگتم کجایی؟؟؟
عاشقانه,خاطره ,شعرو هرچی که دل تنگم بخواهد... 
لینک دوستان
 نه من آنم                                                              پست ثابت

که زفیض نگهت چشم بپوشم          

                                         نه تو آنی                  که گدا را ننوازی

در اگر باز نگردد،                     نروم باز به جایی ،

پشت دیوار نشینم ،                      چو گدا بر سر راهی  

      کسی به غیر از تو نخواهم               چه بخواهی چه نخواهی      

   باز کن در                                    که جز این خانه مرا نیست پناهی...

 
                                  - پارسا راد منش,شقایق غریب اما,امین شکرگزار,پردیس ,

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 13:34 ] [ شقایق غریب و تنها ]
چ بعض تلخی

این باض این تنهایی کی میخواد تموم شه

خدایا همه نصیحتم میکنند کار بد نکنم کاربد ینی کاری که تو ددوست نداری

خدایا اونقد تو لحظه های مختلف ازت معجزه دیدم که روم نمیشه بگم هوای بنده تنها  و گناهکارتو نداری

امام رضا دلتنگتم ولی دلتنگی رو دوست دارم میخوام  باهات اشتی کنم چون هنوز هوامو داری ااازتو از پروردگارت ممنونم بوس

 

[ سه شنبه پانزدهم مهر 1393 ] [ 14:8 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم گرفته از خودم و دلخوررررم

دلم از همه دنیا گرفته مخصوصا از ......

امام رضا میدونم اونی نبودم که دوست داشتی خودت کمکم کن

[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 12:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دارن میرن عروسی اما من حوصله هیچ عروسی رو ندارم بهشون خوش بگذره 

دلم گرفته از اینجا تا آسمون

[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 20:46 ] [ شقایق غریب و تنها ]
یا امام رضاااااا تااا کی منو بیرون کردی؟؟؟؟؟؟

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 21:45 ] [ شقایق غریب و تنها ]
الان باید تو صحنوسرای آقا قدم میزدم باید میخندیدم باید شاد یه تولدشو کنارش تقسیم میکردم نه اينکه چشام پر  از اشک باشه امام رضا من پارسال میدونستم ک پیشت نیستم اما امید داشتم که بطلبی منو اما من خیلی بی ارزشم حق حضپر ندارم من به همه کسانی گه به نحوی توزندگیم بودن بد کردم ممن امام رضا حقم همینه شکایتی ندارم فقط آرومم کن امشب خیلیا برام تو حرمت دعام میکنن خدایا ازت میخوام حاجت روا شون کن

آمین

 

 

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 20:47 ] [ شقایق غریب و تنها ]
هم خسته ام هم سردرد

هم ساکتم هم پر از،همهمه

هم عشق میخوام هم بی وفایی زیاد دیدم 

دلم هیچی نمیخواد فقط دوس دارم بخوابم....

کاش میشد آینده،رو دید

[ پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 ] [ 21:39 ] [ شقایق غریب و تنها ]
این روزها اطرافم پره از حس زیارت 

پره از هوای دلتنگیه حرم 

پره از دیوونگی و نا امیدی از وصال

وصالی که به فراق تبپیل شد با دستای،خودم خودمو انداختم تو چاه

دلم میخوادپر بزنم واااای دهه کرامت صحنو سراش چ حالی داشت وقتی تنها قدم میزدمو چشام فقط به مناره ها گنبد طلا پنجره فولاد و .....ممن جنپین سال اونجا بودم مگه میشه دلتنگ نشم منی کخ روزی عاشق امام رضا بودمچرا صورتم خخیسهاز گریه وقتی دیوونه وار دوستت دارم وقتی تو بدترین شرایط پا به پا همراهم بودیپپیگه روم نمیشه ازت بخوام منو مشهد ببیاری چون زیر تموم قول هایی که بهت داده بودم زدم 

اما فقط میخوام منو ببخشیو بازم مثل همون موقع هایی که دوسم داشتی هوامو پاشته باشیو تنهام نذاری میشه امام رضا؟ میشه اقای من؟

 

 

[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 21:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
تو زندگیم خیلی ها رو نا خودآگاه رنجوندم اما ناخواسته بوده 

من هستم تو هم باش.....

 

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 22:29 ] [ شقایق غریب و تنها ]
من یه غریبه ام روی زمین

خدایا چرا بچه ها رو به این دنیای پر از گریه میاری 

از روز اول دنیا اومدن هم گریه میکنن 

دلم یه دنیا گرفته کاش امیدی تو زندگی داشتم 

یه هدف یه دلخوشی.....یه عشق یه آرزو.....یه آرامش

لعنت به من که نمااااااااز،صبحم قضا میشه خدایا داغونم

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 0:37 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم آرومه ولی یخورده یه کوچولو گرفته 

امیدوارم تموم دوستام حالشون خوب باشن دوستانی که ازشون جدا شدم تا تو تنهاییه خودم دق کنم

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 17:42 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم گذشته های نه چندان دورو میخواد دولم کودکییم را میخواد 

دلم میخواهد آرام و کودکانه با خدایم خلوت کنم 

دلم پشت بامه خانه ای را میخواهد که سالها زیر آسمانش گونه هایم بی تاب رضایش بود...

آآآآآآآآآآآی دلم تو کجا جا مانده ای ....

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 18:20 ] [ شقایق غریب و تنها ]
 از ساعت 7 صبح تو لباس کار بودم تا 8 شب 

قدم قدم خسته و دل گرفته ترافیک بوق ماشینها 

هم همه دختران خیابانی و شلوغیه بازار 

و اما نسیییییییییییییم آرامش بخش 

آرامشی که دلتو بیشتر میگیره 

شلوغی خط واحد

سرگرم گوشی شدن تا فراموش کنم تمام چروک هایی که روی پیشانیم جای گرفته 

و من منتظر حرکت واحد شهری و اینجا خنده بر لبانم جاری شد آری

من بعد از 12 سال معلم ادبیات خودم رو دیدم سریع خودمو کنار کشیدم تا کنارم بشینه گفتم سلام خانوم فرجاد 

و اون با خنده ای بشاشانه گفت سلام عزیزم خوبی خونواده خوبن

گفتم شما منو نمیشناسی ولی من هیچوقت شما رو فراموش نکردم 

گفت شقایق شمایین من علامت تعجبا از کل م میزد بیرون با خنده ذوق آمیزی گفتم ینی منو یادتونه خندید و گفت مگه میشه دانش آموزای خوبو فراموش کنم خخخخخ

شماره موبایلشو گرفتم و رسیدمو خدافظی کردم ازش پیاده شدم 

و اینبا رنسیم و باد خنک مرا آرام کرد میخندیدم و تمام مسیر به معلمم و شناختنش فکر میکردم اخه دوم راهنمایی کجا این سن من کجا 

خیلی خوشحالم خدا یا شکرت که خندیدم نعمتیه شاد بودن.. از هدیه امروزی که اینقد خسته شدم خستگیم یادم رفت مممنونم 

معلومه هنوز هوامو داری میبوسمت خداااااااااااااااااااااا

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 21:19 ] [ شقایق غریب و تنها ]
امروز بدون گناه گذشت

خدایا شکرت مهربون شکرت که هوای همه رو داری......

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 22:59 ] [ شقایق غریب و تنها ]
سلام رز عزیزم تموم کسانی که تولدمو تبریک گفتن لطباقیودید

رز جان اینطوری که نمارادهه جیمیل یا برنفسمرا خودت درست کن اگه دوست داری بیشتر در ارتباط بزندگیم باشه دوست داشتم یه گروهی داشته باشم یه صندوق خیریه ای به همه ادما کمک کنمههمین الان که تو چا.خونه میبینم پدرومادری با لباسای کارگریشون میانو میگن ارزونترین کارتاتونو بدین 

ی با بنده حقیر عزیزم بهت تبریک میگم واسه دکترا انشااله همیشه موفق و پیروز در پناه حق باشی دوست جدیدم

______________________________**********_______________*********_______________

وامروز جمعه بود وقتم را به بیهودگی سپری کردم شغللم خوبست اما در امدش ک» دوست ارم ه همه کمک کنم  دیشب با پدرم رفتم مسجد رش ت گفتم حقوق بعدیم رو سجاده میخرم

بابا راست میگه چقد خوبه ادم وقتی از دنیا میره از خودش چیزهایی باقی بذاره که باقیو صالحات شه 

خدایا به من اراده ای بده تا برنفسم غلبه کنم انجام واجبات و دوری از محرمات سرلوحه زندگیم باشه

خدایا به توفیق خدمت به مسلمانانت به بنده های که دوستار امام رضا  اونایی که وقتی اسم اقا رو میشنون گوشه جمع میشه  خخدایا نمازای صبحم غذا میشه  دستمو بگی  بلند م کن بگو ا فرصتای زندگیت  بودنت استفاده کن

 

 

 

 

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 20:35 ] [ شقایق غریب و تنها ]
اولین شبه تولددمه که چند ساعت پشت سرهم بی وقفه گریه کردم و از اینکه پدرم ازم ناراحته دیوونه شدم

کارفرمام هدیه داد بابام ناراحت شد که چرا بهش گفتم که رفته هدیه خردیه در حالی که من ا ز ذوقم بوده که به همه اطلاع دادم من گریه گریه  گریه کارم شد و بابا هم از خونه زد بیرون

وقتی برگشت برا تولدم یه کیک خریده بود به نشانه آشتی کننون

ولی من سر کیک هم همش گریه کردم بابام گفت ای بابا اینجوری که نمیشه تبریک گفتو خلاصه شب بدی بود برام

تا فرداش سرم درد میکرد نه شام خوردم نه صبحانه رفتم سرکار

اونجام بهم گیر دادن کار رو اشتباه ده بود م ضرر دیده بودن

شب بابا اومد دنبالم برگشتیم با هم رفتیم مسجد

اما مسجد چه صفایی داشت اونم بعد از مدتها اخرین بار شب عید فطر رفته بود

و دعای کمیل که 7 ماهی بود نخونده بودمش

آخ چقد تو سجده گریه به ادم حال معنوی میده خدایا مارو بخخش

الان حالم خیلی خوبه کاش دل هیشکیو نشکننم خدایا دست تموم کسانی که به نحوی من تو زندگیشون لحظه ای بودم حتی در حد سلام رو بگیر

خداا لحظه ای تنهامون نذار

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 21:5 ] [ شقایق غریب و تنها ]
ایتخدامی بانک سپه هم تمام شد خیلی سخت بود پولمو ریختم تو چاه

دلم گرفته حرم اقا رو میخوام واسه دردودل

اقا شرمنده تم

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 22:44 ] [ شقایق غریب و تنها ]
بعد از گشتن یه ماهه و تحقیقو وبگردی بالاخره تونستم یه چند تا گوشی انتخاب کنم و لیستشو به داداشم بدم تا از تهران بگیره

خب هر کی یه چیزی گفتو منم چون همیشه از همه نظر میگیرم و لی اخرسر نظر خودمو به کرسی مینوشنم

ولی ایدفه چون دسرسی به هیچی هنگام خرید نداشتم نظر داداشم شد

من  نظرم رو الجی اپتیموس l7 دوئل p713 یا p 715 بود که شنیده بودم دوربینش فوق العادهست.

هععععععععععععععی دوربینش خیلی عالی بود خودم دیدم تو شهرمون

ولی اخر از هواوی انر c3 خریداری شد

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یا شکرت خیلی دوستت دارم

همه بی گوشیدارارو گوشی دار کن ....آمین

[ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ] [ 15:28 ] [ شقایق غریب و تنها ]
روزها را بدون هیچ شادی در دل میگذرانم بی آنکه از آینده خبری داشته باشم 

دلتنگم دلتنگ آقایی که دوستش داشتم و لحظه های ناب آدم بودنم را در کنار او گذراندم 

خداوندا عشقی آسمانی نصیبم فرما که در زمینت هیاهوی گناه و فسار مرا به هنجاری ناآرام کشانده

خداوندا صدایم از گلویم و قلبم از نبضم تو را فریاد میزند نمیخواهی نگاهی به 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رز جان عزیزم برام ادرس ایمیل بذار یا وبلاگت رو بذار 

از تمام کسانی که برام نظر میذارند و نقدو انتقاد نسبت به دلنوشته هام مبکنند کمال تشکر را دارم

[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 10:33 ] [ شقایق غریب و تنها ]
بعد از مدتها ساعت 11 از خواب بیدار شدمو این رویداد رو اومدم ثبت کنم

خیلی هم جالب نیست ادم همش بخوابه ها پس چرا همه خواب رو دوس دارند

امروز جمعه س و من باید یه برنامه ریزی اساسی کنم واسه خوندن آزمون استخدامی بانک سپه

میخوام حتما قبول شم

برام تو این شبهای عززیز دعا کنید.....  خدا اشکهامونو ازمون نگیره که همینا رو داریم تقدیمش کنیم

منکه رو سیاهی بیش نیستم امشب هم قدر است و باید قدر دونست....

 

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 11:43 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم آرومه اما نه قرانی ، نه اشکی، نه دردودلی نه خلوتی

ای خدای خوب و مهربونم چرا اینقد سنگ شدم ینی اینقدر از چشات افتادم که حتی یه بار هم تو خونه خودت منو دعوت نکردی؟

آره درسته من بدم اما دلم هنوز دوست داره که باهات دوست باشه

دلم دوست داره وقتی تو آسمون ماهو میبینم دستامو رو به اسمونت بلند کنم و فریاد بزنمو نجوا کنم

خدایا دلم برای روزهای پاک نو جوانییم تنگ شده

روزهایی که بزرگترین مشغله ذهنیم این بود که فردا باید چیکار کنمف گروه سرود ، شورای دانش اموزی، انجمن، بسیج ، درس، کارگاه، همه  و همه مشغله های کوچیکی بودند که دلم هواشونو کرده

ماه رمضون سال پیش من تو حرم امام رضا وای شبای قدر با ام البنین با راضیه یه شبم تچه لحظاتی رو ازدست دادم با اینکه میدونستم دیگه نیستم و نمیتونم بیام اما امید داشته م 

امید دارم هنوز امیدم نا امید نشده چون ناامیدی از شیطانه میدونم 

 

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 22:15 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلتنگی دلتنگم میدانی چه وقت را میگویم؟ آن زمان که دیداراز شما هفتگی بود و سلام هایم روزانه دلتنگ اشک و نجوا دل تنگ حریم حرم دلتنگ خاطرات پرپر زدنها قدم زدن ها حرف زدن ها آقا، امامم لایق نبودم؟ السلام علیک یا غریب الغربا :((

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 19:48 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دیگه خسته شدم زین زندگی

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 18:0 ] [ شقایق غریب و تنها ]

فال حضرت نوح (ع)؛

اي صاحب فال تو در جايي قرار گرفته اي كه روح تو را عذاب ميدهد و مرتب رنج ميبري ولي با استعانت از ذات پروردگار بزودي روح تو از هر تفكر ناصواب آسوده ميگردد و از گرفتاريهاي موجود خلاص ميگردي .

كاري مشروع به تو پيشنهاد ميشود كه از آن كار بهره مند خواهي شد و از بند خيالات واهي ، نجات پيدا ميكني و آسوده خاطر ميشوي، انشاءالله...

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 10:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
روزها گذشتند تا با خود به تابستانی گرم برسند ....

من امادگیه ماه مبارک رمضان را ندارم

من یک مرده متحرک هستم....

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:38 ] [ شقایق غریب و تنها ]
و من در ازدحام این زندگی چگونه به خود میپیچم که آه و ناله و فریادم به آسمان بلند شده است!!!!!!!!!!!!

و من گمشده ام در این نابسامانی

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 19:23 ] [ شقایق غریب و تنها ]
وقتی آدم به آرامش میرسه چه شکلی میشه؟؟؟

یه موقع هایی یه اتفاقایی یه حرفایی پیش میاد که ادم به آرامش میرسه منکه توی زندگیم خیلی اوقات این لحظه رو تجربه کردم !!! اما گفتم لحظه ، لحظه یه لحظه ینی گذرا، پس فقط این لحظات میگذره...

درسته این لحظات به منم رسیده اما واقعی و ماندگار نیست ولی بازم خدا رو شکر تو این زندگی که هر کی به هر کیه همه بدو بدو دنبال میکنن تا زندگی کنن من تونستم این لحظات رو بهشون برسم و ازششون عبور کنم ...

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 16:55 ] [ شقایق غریب و تنها ]

دلم گرفته از عهد شکنیه خودم با خدای خودم 

دلم گرفته فردا تولد امام زمانه و من هیچی ندارم بهش هدیه بدم 

روم اونقد سیاهه که حتی روم نمیشه برم تو مجلسش شادی کنم 

یا خدای من چطور بازم ازت بخوام منو ببخشی ....؟ به بد بودنم نخند من پس و حقیرمو کوچک ..

[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 18:41 ] [ شقایق غریب و تنها ]

خدایا همه جوونا دوستت دارن کمکشون کن تا در راه تو به اونچه که دوست دارن و تو مصلحت میدونی برسن

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 23:33 ] [ شقایق غریب و تنها ]
امروز مبعث است و من در این لحظات با خود می اندیشم که چه تنها هستم در این روزگار

چه روزهایی که به بطالت گذشتند و دیگر باز نگشتند چه ساعتهایی که از وقتم را موسیقی غمناک گوش کردم و بی جهت خودم را به افسردگی کشاندم

خدای خوب و مهربونم صدایم را از عمق این زمین تهی بشنو ...دستانم رو به اسمانت گشوده است مگر دلت می آید که تهی تر از همه مرا رها کنی؟؟؟

دل که میتپد نمیداند این تپش های بی قرار از چیست

نمیداند در کدامین راه قدم گذارده و به کدامین راه ادامه می یابد

تو میدانی که من با این همه تهی دستیم باز رهایت نخواهم کرد حتی اگر از زندگییم سیر شوم من که بارها در فرازهای کمیلم فریاد زدم که الهی و ربی ن لی غیرک که پروردگارا جز تو کسی را ندارم

حال که فریادرسم تو هستی معبود من سالها صدایت میزدم اما دوباره باز نوای شیطانی رهایم نکرد و همچون کنه به من چسبیده ...تو مرا نجات بده ای نجات دهنده از بدیها

 

[ سه شنبه ششم خرداد 1393 ] [ 10:45 ] [ شقایق غریب و تنها ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
اینجا می نویسم از خاطراتم
از روزهای بودن در مشهدالرضا

اینجا اتاق دلتنگیه منه

جایی که هرکی نمیاد

پس خیلی خوش اومدی
اینجا از لحظات شیرینو غمگین مشهد بودنم و مینویسم
البته موقعی که این وبلاگو درست کردم کاردانی مشهد بودم
و بعد از یک سال دوباره کارشناسی قبول شدم و باز هم مشهدو انتخاب کردم
خدا به پدر و مادرم أجر بده که اجازه دادند در شهر دیگه ای درس بخونم
و تنها کاری که میتونم براشون کنم اینه که هر وقت رفتم براشون نماز زیارت بخونم
البته اگه خدا قبول کنه..
حضور خدارو احساس میکنم

و حالا در تاریخ 23 اسفند 1392 تمام شد حضورم در شهر ملائکه از زسرزمین بهشت و من فارغ از تحصیل در دورن دل بیتابم میگریم و با شرمساری اخراج شدم اخراج از مدینه الرضا از درهای گشوده حرم من زائری بودم با بال پرواز حال دیگر بالو پرم شکسته و توان جدایی را ندارم اما سرنوشتم را از او خواستم با خود گره بزند اما لیاقت ماندن و حضور نداشتم
الوداع یا انیس النفوس
الوداع یا شمس الشموس
الوداع یا غریب الغربا


یا امام رضا
تنهام نذار...
امکانات وب
Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


.

.


فروش بک لینکطراحی سایتعکس