خداوندا دلتنگتم کجایی؟؟؟
عاشقانه,خاطره ,شعرو هرچی که دل تنگم بخواهد... 
لینک دوستان
 نه من آنم                                                              پست ثابت

که زفیض نگهت چشم بپوشم          

                                         نه تو آنی                  که گدا را ننوازی

در اگر باز نگردد،                     نروم باز به جایی ،

پشت دیوار نشینم ،                      چو گدا بر سر راهی  

      کسی به غیر از تو نخواهم               چه بخواهی چه نخواهی      

   باز کن در                                    که جز این خانه مرا نیست پناهی...

 
                                  - پارسا راد منش,شقایق غریب اما,امین شکرگزار,پردیس ,

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 13:34 ] [ شقایق ]
بعد از مدتها ساعت 11 از خواب بیدار شدمو این رویداد رو اومدم ثبت کنم

خیلی هم جالب نیست ادم همش بخوابه ها پس چرا همه خواب رو دوس دارند

امروز جمعه س و من باید یه برنامه ریزی اساسی کنم واسه خوندن آزمون استخدامی بانک سپه

میخوام حتما قبول شم

برام تو این شبهای عززیز دعا کنید.....  خدا اشکهامونو ازمون نگیره که همینا رو داریم تقدیمش کنیم

منکه رو سیاهی بیش نیستم امشب هم قدر است و باید قدر دونست....

 

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 11:43 ] [ شقایق ]
دلم آرومه اما نه قرانی ، نه اشکی، نه دردودلی نه خلوتی

ای خدای خوب و مهربونم چرا اینقد سنگ شدم ینی اینقدر از چشات افتادم که حتی یه بار هم تو خونه خودت منو دعوت نکردی؟

آره درسته من بدم اما دلم هنوز دوست داره که باهات دوست باشه

دلم دوست داره وقتی تو آسمون ماهو میبینم دستامو رو به اسمونت بلند کنم و فریاد بزنمو نجوا کنم

خدایا دلم برای روزهای پاک نو جوانییم تنگ شده

روزهایی که بزرگترین مشغله ذهنیم این بود که فردا باید چیکار کنمف گروه سرود ، شورای دانش اموزی، انجمن، بسیج ، درس، کارگاه، همه  و همه مشغله های کوچیکی بودند که دلم هواشونو کرده

ماه رمضون سال پیش من تو حرم امام رضا وای شبای قدر با ام البنین با راضیه یه شبم تچه لحظاتی رو ازدست دادم با اینکه میدونستم دیگه نیستم و نمیتونم بیام اما امید داشته م 

امید دارم هنوز امیدم نا امید نشده چون ناامیدی از شیطانه میدونم 

 

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 22:15 ] [ شقایق ]
دلتنگی دلتنگم میدانی چه وقت را میگویم؟ آن زمان که دیداراز شما هفتگی بود و سلام هایم روزانه دلتنگ اشک و نجوا دل تنگ حریم حرم دلتنگ خاطرات پرپر زدنها قدم زدن ها حرف زدن ها آقا، امامم لایق نبودم؟ السلام علیک یا غریب الغربا :((

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 19:48 ] [ شقایق ]
دیگه خسته شدم زین زندگی

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 18:0 ] [ شقایق ]

فال حضرت نوح (ع)؛

اي صاحب فال تو در جايي قرار گرفته اي كه روح تو را عذاب ميدهد و مرتب رنج ميبري ولي با استعانت از ذات پروردگار بزودي روح تو از هر تفكر ناصواب آسوده ميگردد و از گرفتاريهاي موجود خلاص ميگردي .

كاري مشروع به تو پيشنهاد ميشود كه از آن كار بهره مند خواهي شد و از بند خيالات واهي ، نجات پيدا ميكني و آسوده خاطر ميشوي، انشاءالله...

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 10:25 ] [ شقایق ]
روزها گذشتند تا با خود به تابستانی گرم برسند ....

من امادگیه ماه مبارک رمضان را ندارم

من یک مرده متحرک هستم....

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:38 ] [ شقایق ]
و من در ازدحام این زندگی چگونه به خود میپیچم که آه و ناله و فریادم به آسمان بلند شده است!!!!!!!!!!!!

و من گمشده ام در این نابسامانی

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 19:23 ] [ شقایق ]
وقتی آدم به آرامش میرسه چه شکلی میشه؟؟؟

یه موقع هایی یه اتفاقایی یه حرفایی پیش میاد که ادم به آرامش میرسه منکه توی زندگیم خیلی اوقات این لحظه رو تجربه کردم !!! اما گفتم لحظه ، لحظه یه لحظه ینی گذرا، پس فقط این لحظات میگذره...

درسته این لحظات به منم رسیده اما واقعی و ماندگار نیست ولی بازم خدا رو شکر تو این زندگی که هر کی به هر کیه همه بدو بدو دنبال میکنن تا زندگی کنن من تونستم این لحظات رو بهشون برسم و ازششون عبور کنم ...

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 16:55 ] [ شقایق ]

دلم گرفته از عهد شکنیه خودم با خدای خودم 

دلم گرفته فردا تولد امام زمانه و من هیچی ندارم بهش هدیه بدم 

روم اونقد سیاهه که حتی روم نمیشه برم تو مجلسش شادی کنم 

یا خدای من چطور بازم ازت بخوام منو ببخشی ....؟ به بد بودنم نخند من پس و حقیرمو کوچک ..

[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 18:41 ] [ شقایق ]

خدایا همه جوونا دوستت دارن کمکشون کن تا در راه تو به اونچه که دوست دارن و تو مصلحت میدونی برسن

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 23:33 ] [ شقایق ]
امروز مبعث است و من در این لحظات با خود می اندیشم که چه تنها هستم در این روزگار

چه روزهایی که به بطالت گذشتند و دیگر باز نگشتند چه ساعتهایی که از وقتم را موسیقی غمناک گوش کردم و بی جهت خودم را به افسردگی کشاندم

خدای خوب و مهربونم صدایم را از عمق این زمین تهی بشنو ...دستانم رو به اسمانت گشوده است مگر دلت می آید که تهی تر از همه مرا رها کنی؟؟؟

دل که میتپد نمیداند این تپش های بی قرار از چیست

نمیداند در کدامین راه قدم گذارده و به کدامین راه ادامه می یابد

تو میدانی که من با این همه تهی دستیم باز رهایت نخواهم کرد حتی اگر از زندگییم سیر شوم من که بارها در فرازهای کمیلم فریاد زدم که الهی و ربی ن لی غیرک که پروردگارا جز تو کسی را ندارم

حال که فریادرسم تو هستی معبود من سالها صدایت میزدم اما دوباره باز نوای شیطانی رهایم نکرد و همچون کنه به من چسبیده ...تو مرا نجات بده ای نجات دهنده از بدیها

 

[ سه شنبه ششم خرداد 1393 ] [ 10:45 ] [ شقایق ]

ازتون میخوام با خوندن تمام مطالبم یا بخشی بستگی به وقتی که دارید بخونید و مطالبی که خوشتون اومد و به دلتون نشست رو paste کنید توی نظرات به صورت خصوصی تا بخونم

میخوام کتابم رو چاپ کنم کتابی که از بهترینهای شما به دست میاد

کمکم کنید- منتظرم - بسم الله

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 21:28 ] [ شقایق ]
کی همیشه تو وبلاگم آنلاینه؟؟؟؟

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 21:18 ] [ شقایق ]

امروز روز بغض بود

امروز روز رهایی بود

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 22:31 ] [ شقایق ]

همه دوستام عروس شدن

امروز هم خبر یکی دیگه رو شنیدم

خدایا دیگه خسته شدم

منو از این دنیا ببر

نمیخوام باشم

میدونم اوضاعم جهنمیه ولی من دارم دق میکنم اینجا

میدونم بمن فرصت زندگی دادی اما من نمیتونم اون چیزی که تو میخوای باشم

خدایا دلم تنگه

دلم تنگه کسیه که منو درک کنه . دوره کارشناسیم بدترین دوره زندگیم بود خسته شدم

نمیخوام نفس بکشم

منو ببخش و بیامرز خیلی تنهام بسمه تنهایی بسمه

میدونم به من همه چی تو دنیا دادی

میدونم

اما من شایسته نبودم و قدر نعمتاتو ندونستم خدایا منو حالال کن هر روز که میگذره دارم شرمنده تر میشم

خدایا اینهمه گناه رو دوشم سنگینی میکنه من راهو اشتباه رفتم تو هم دستمو گرفتیو کشیدی اما من بازم به راه خودم ادامه دادم خدای خوب و مهربونم من خیلی دختر بدی شدم ...چرا دیگه به حرفت گوش نمیدم چرا هر کار دوس دارم انجام میدم ...

خدایا میدونم با هر کارم یه سلی میزنم تو گوش حضرت مهدی اما باور کن من اینو نمیخوام

بخدا شرمنده آقا هستم چجوری جبران کنم امام رضا دستمو بگیر چرا منو تنها گذاشتی؟؟؟؟

مگه نمین که هر چقدم بد باشیم بازم حرفای دلا رو میشنوی پس چرا من اینقد غریبه شدم؟؟؟؟

من که عشق وصالتو داشتم چرا موندگار نشدم حالا شدم یه سگ دوره گرد یه هرزه به تمام معنا

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فال حضرت داوود (ع)؛

اي صاحب فال، غم و اندوه به خود راه مده و توكل به ذات پروردگار كن كه بزودي در دولت بر روي تو باز ميگردد و تو خوشبخت خواهي شد.

قدر اين نعمت را بدان و شكرانه خداوند بجاي بیاور و با مردم مدارا كن و از گناه بپرهيز و تقوا پيشه كن تا به آنچه كه ميخواهي برسي ، انشاءالله...

 

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 14:21 ] [ شقایق ]

من دختر بدی أم

[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 20:24 ] [ شقایق ]

فال حضرت یعقوب(ع)؛

اي صاحب فال ، از جنگ و جدال و نزاع فاميلي بر حذر باش كه احتمال دارد عضوي از بدن تو نقصان پذيرد كه به كرم و لطف پروردگار بزودي بهبود ميابد .

اگر گم كرده يا مسافري داري و از آن خبر نداري ، خبر خوشي به تو ميرسد و تو را از نگراني ها نجات خواهد داد، پس شكر خداي را بجاي آر و از انفاق به مستحق دريغ نكن تا پيوسته سالم و سلامت باشي، انشاء الله...


فال حضرت یونس (ع)؛

اي صاحب فال، بدان كه بخت با تو يار است و با خانواده اي ثروتمند وصلت خواهي كرد كه از وصلت فواید زيادي نصيب تو خواهد شد، شكر اين نعمت بجاي آور .

به عبادت كوش و لباس ديانت پوش و خداي را مكن فراموش و همواره به هوش باش و از احوال دردمندان غافل مباش كه مؤيد و موفق خواهي بود، انشاء الله...

[ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 22:18 ] [ شقایق ]

دلم آشوبه  نفسم پر از بغضه

خداااااااااایااااااااااااااا اینه سرنوشته من؟؟؟؟؟

تااا کی باید اینطوری بگذره؟

چطور دلت میاد اشک بنده تو دربیاری...

اره دلم قلبم شکسته صدای خورد شدنشو میشنوی؟؟؟؟

پس چرا درو بروم باز نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدای مهربونم منکه گفتم گناه کارم منکه گفتم غلط کردم منکه گفتم نابودم نکن

خدایا چرا رهام کردی؟؟؟

چرا از امیدت ناامید نمیشم ؟ هان ؟ اگه ناامید شم که ینی شیطون پیروز شده

نه من به همین راحتیا ازت دل نمیکنم

[ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 22:7 ] [ شقایق ]

آره امام رضااااااااااااااااااا

ایجوری منو از تنهایی در آوردی؟؟؟

من همه چیو به خودت سپردم ....

امام رضا آرومم چون حضور خدا رو حس میکنم

چون خیلی از دعاهام بر اورده شد

یا ستار العیووووووووووووووووووووووووووب شکرت

[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 20:40 ] [ شقایق ]
روزهایم در تنگنا میگذرد برایم سخت دعا کنید....

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 16:52 ] [ شقایق ]

خدایا دلم یک صبوری میخواهد گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است

باور کن بعضی ها تنهاترت میکنند

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 21:30 ] [ شقایق ]

امروز اخر روز یخورده دلم گرفت اخه یه رقیب واسه رفتن به سرکارم پیدا شد دعا کنید این کار واسم جور شه تو خونه از صبح تا شب تنهام حقوق نداره ولی از بیکاری بهتره سرگرمیه

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 21:11 ] [ شقایق ]

روزها مثل برقو باد میگذرند

16 روز از اولین لحظات سال میگذرد لحظاتی که در جوار حریم رضا ملکوتی شدند و من در تبو تابه اشک های آلوده به گناه دلم روانی زیارتی شد که میدانستم جوابی دارد....

بی حکمت نبود که آنجا حضور داشتم بارخدایا میدانم قلبم تیره و تار گشته

اما تو اما تو میتوانی قلبم را به نورانیت خویش روشن نمایی و منور کنی از هر انچه که تو داری.....

مولایم حال که دیگر فارغ از تمام دغدغه های درسی از تو دور گشته ام نمیدانم چگونه این دلتنگی را آرام همراه خود داشته باشم

سال جدید آغاز شد اما من همچنان نمازهای صبحم قضا میشود پس چگونه به سمت تو آیم وقتی در خواب غفلت به سر میبرم

خداوندا تو دستم را بگیر که تو آمرزنده هر تباهیو گناهی و تیرگی هستی...

خدایا دل که بگیرد جز خودت هیچ بنده نوازی نمی تواند آرام کند پس دلم داغون از هستیه خودم هست تو آرامم کن ای آرامش دهنده قلبها....

اشک از چشمان و بغض در گلو چگونه هموار کنم راهی که نمیدانم آخرش به کجا ختم میشود

آینده ای پنهان و قبری تنها و برزخی پر از دردو هنجارها..

خداوندا مرا ببخش که تو بنده های گناهکار را نیز دوست میداری....

----------------------------------------------------------------------------

عید رفتیم مشهد و گناباد خیلی بهم خوش گذشت عالی بود بعدش هم عروسیو دعوتی مکه همه فامیلا دور هم بودیم خوب بود خدایا شکرت که خونواده خوبی دارم

امروز رفتم دنبال کار داخل شهر کافی نت 100 تومن-بازاریاب 250 تومن-منشی 150 تومن همشونم دوشیفت چه کارهایی واقعا با حقوقی که داره زندگی نور علی نوره

------------------------------------------------------------------------------------------

[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 19:52 ] [ شقایق ]

امشب عروسیه دختر عموم محدثه بود خیلی خوش گذشت ....


عااااااالی بود

خدایا همه جوونها رو خوشبخت کن.....


مثل بارونی که داره از آسمون میاد برکتو تو همه خونه ها جاری کن ....

آمین

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 2:16 ] [ شقایق ]

خوشحالم که خونواده دارم  امیدوارم تو سال جدید یه کار خوب و مناسب با رشته م پیدا کنم

سال 92 یکی از بدترین سالهای زندگیه 25 ساله م بود خدایا ازت میخوام دیگه هیچ سالی مثل 92 نباشه

خدا رو شکر که 92 تموم شد دیگه طاقت موندنشو ندارم


[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 18:52 ] [ شقایق ]

چه دنیای غریبیه.....


من که میدونم ....پس چرا هستم

[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 19:48 ] [ شقایق ]
آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،

فکرم خیلی مشغوووووله اصن تمرکز ندارم
دلم میخواد تموم این یه هفته ای که در پیش دارم تو یه روزخلاصه بشنو تموم شه
اول اینکه دیگه پولی تو حسابم نمونده 40 تومن وای تابحال اینقد کم نشده بود


فردا ازمون کتبی فنی و حرفه ای
شنبه خوندن و یک شنبه دوباره امتحان بعدش برم دانشگاهو خریده کیکو میوه
دوشنبه جشن فارغ الحصیلی تو خوابگاه که 14 تا مهمون دارم برا همشون هدیه گرفتم
سه شنبه که باید برم دانشگاه واسه کارا فارغ التحصیلی و خونه دخترخاله م
چهارشنبه حرم و واااااااااای چقد کار دارم خدااااا

خدایا خودت این یه هفته رو ختم به خیر کن...آمین

[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ 0:4 ] [ شقایق ]
خوبه حالم

[ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 ] [ 0:4 ] [ شقایق ]
امروز روز بسییییییییییییییییییییییییاااااار عالی بود ...

خدایا آرومم از هر دو جهان .....اخ خدایا باز هم ارامش به سراغم آمده است ...

یارییم کن که این ارامش در کنار باتو بودن شیرین است .....و من و نبضم همه هستی ام از وجود توست


امروز با سمیرا رفتیم کوهسنگی میگفتن ولنتاینه ولی خب ما که هنوز با یارییم خودمون دو نفری رفتیم خوشگذرونی...خیلی حال داد .....خدایا شکرت امروز استاد جواب پایان نانه مو داد تایید شد.


خوووووووووووشحالم ...خونواده هم عید میان ساعت تحویل سال کنار مرقد امام رضا باشن

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 23:28 ] [ شقایق ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
اینجا می نویسم از خاطراتم
از روزهای بودن در مشهدالرضا

اینجا اتاق دلتنگیه منه

جایی که هرکی نمیاد

پس خیلی خوش اومدی
اینجا از لحظات شیرینو غمگین مشهد بودنم و مینویسم
البته موقعی که این وبلاگو درست کردم کاردانی مشهد بودم
و بعد از یک سال دوباره کارشناسی قبول شدم و باز هم مشهدو انتخاب کردم
خدا به پدر و مادرم أجر بده که اجازه دادند در شهر دیگه ای درس بخونم
و تنها کاری که میتونم براشون کنم اینه که هر وقت رفتم براشون نماز زیارت بخونم
البته اگه خدا قبول کنه..
حضور خدارو احساس میکنم

خدایا شکرت

خدایا مواظب بابا و مامانم باش
که فقط تو دنیا اونارودارم

فقط اونارو دارم ........همین

یا امام رضا اونا رو برا همیشه مشهد دعوتشون کن

یا امام رضا عاشقتم

تنهام نذار...
امکانات وب
Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


.

.


فروش بک لینکطراحی سایتعکس