خداوندا دلتنگتم کجایی؟؟؟
عاشقانه,خاطره ,شعرو هرچی که دل تنگم بخواهد... 
لینک دوستان
 نه من آنم                                                              پست ثابت

که زفیض نگهت چشم بپوشم          

                                         نه تو آنی                  که گدا را ننوازی

در اگر باز نگردد،                     نروم باز به جایی ،

پشت دیوار نشینم ،                      چو گدا بر سر راهی  

      کسی به غیر از تو نخواهم               چه بخواهی چه نخواهی      

   باز کن در                                    که جز این خانه مرا نیست پناهی...

 
                                  - پارسا راد منش,شقایق غریب اما,امین شکرگزار,پردیس ,

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۰ ] [ 13:34 ] [ شقایق غریب و تنها ]
و باز من آمده ام 

آمده ام اما با دلی پاک و آرامشی که با قلبم عجین شده

سه روز ماندن در خانه ای که هه اش سلامو صلوات بوده و هست ، سه روز نیایش، سه روز طلب مغفرت...

آری میدانم که بخشیده و باز هم می بخشد ...

دلم تیره و تار بود از گناه

از اینهمه آلودگی داشتم بالا می آوردم که خدای مهروبون منو دعوت کرد حتی باورم هم نمیشد که یهویی برم ا

خدا یا عاشقانه وار فقط تو را می پرستمو دوست دارم

هیچ یک از بنده ها لایق دوست داشتن نیستند جز پدر و مادرم

از خیلیها پیشت گله کردم اما تو اونا رو هم ببخشششششششش...

 

[ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 18:46 ] [ شقایق غریب و تنها ]
این روزها در دنیای مجازیه خودم آدمها و سرنوشتهای مخلفی را می بینم که حالم و احساسم را دگرگون میکنند

این روزها شبکه های مجای پر شده از گناه و تیرگی

پر شده از دوری از خداوند و من در پیچ و خم این راه و جوانییم می اندیشم چگونه باید پاک بودن را تجربه کنم و به دوشم بکشانم که مبادا از غافله غافلین باشمو از سیلی زن های حضرت زهرا

من که حجابم فاطمیست چگونه می توانم طعم تلخ خیانت رو با طعم شیرین پاکی جایگزین کنم 

پرورداگا در این دنیای پر از هیاهو که وسوسه شیاطین دست از دامانم بر نمیدارد به تو پناه می برم

به تو که ندای لبیکت را پاسخ گفتم و از بدو تولد صدای الله اکبر در گوشم زمزمه شد تا با تو باشم و از تو مدد جویم

یا ستارالعیوب این روزها عجب روزهای نابسامانیست برای من برای لحظه های جوانییم 

این روزها سپری میشوند بدون آنکه من خود بخواهم ....

[ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 10:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
نمی دانم دلم بهانه چه میگیرد

وقتی بوی بهار نارنج تمام وجودم را از خود بی خود می کند و استشمامش جانم را آرامشی می‌بخشد

من به تنهایی خود بیشتر توجه میکنم به اینکه چقدر آزادم

و این آزادی را دوست دارم 

نمیدانم امشال چه سرنوشتی در انتظار من است و من برای خود چه سرنوشتی را خواهم نوشت 

اما هرچه باشد امیدوارم سرشار از نگاه خداوند باشد 

نگاه عمیق مادرم زهرا و پدرم امام رضا باشد

با اینکه فکر می کردم نمیتونم آروم باشم اما آرومم ، آرومم چون مطمئنم خدا حواسش بمن هست

و اگر نا آرومی هست از همون غصه پدرو مادرو نخوندن نماز صبحه

خدایا شاکرتم برای تمام موهبت هات ...دوستت دارم ، میبوسمت

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:41 ] [ شقایق غریب و تنها ]
امروز صبح وقتی برایس رفتن به سرکارم به راه بسته خوردم بغض گلو گرفت

اره راه ها رو بسته بودن واسه تشییع شهیدان سرزمینم

قدم قدم که جلو رفتم بیشتر احساس میکردم که نمیتونم بغضمو نگه دارم سیع خودمو به محل کارم رسوندمو اجازه گرفتم که بای تشییع برم اخه همونجا نزدیکم بود

رفتم و تازه شهدا رو اودنو سرباز ها با ساز شهدا رو بر سر گرفته و بهشون احترام گذاشتن 

همینجا بود که اشکمو اومد و بهشون گفتم اخه ما براتون چیکار کردیم جز اینکه حرمتهاتون رو شکستیم و خونتون رو پایمال کردیم

دلم از خودم میسوخت که جلو این دو تا اینقدر شرمنده و بیچاره ام 

گریه م واسه خودم بود که هیچکاری واسه خوشحالیه اونها نکردم 

انشالله اون دنیا شفاعتمون کنند که شهدا جز شفاعت کننده ها هستند..

دوستان التماس دعای زیاد دارم واسه دل گرفته و تنهای من...

 

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 18:58 ] [ شقایق غریب و تنها ]
آری من یک دختر ادری هستم 

چادری سیاه بر سرو تن می اندازم تا چشمان پر از آلودگی به من خیره نشود و در نگاهش شریک نباشم 

آری من از غافله عشق عقب مانده ام 

اینکه هر کس گناه خودش را هر چند کوچک باشد بزرگ بشمارد یک نگاه خداوند است 

یک نگاه و تمنا که مرا ببخش حتی اگر بین کوچکی و بزرگی گناهم فاصله ای نیست

آری من همانم که مینویسم از گناهم از احساسم از دنیای مجازی که مرا آلوده و معتاد خودش کرد...

اینکه گناه را بزرگ بشماری هر لحظه فرصت توبه را پیدا خواهی کرد من جوونم و در اوج لذتهای دوره جوانی به خود می اندیشم به اندیشه هایم به بایدها و نبایدهایم 

آسمان همانند دل من بسیار غمگین و گرفته است 

گویی عشق راه دلم را بسته و تمام تمنای چشمانم دیدار دوست می باشد ...........

من یک بنده روسیاه بیش نیستم که ظاهرم در دنیای واقعی چیز دیگری نسبت به ظاهر مجازییم خواهد بود 

خداوندا تظاهرم ملاک زندگیه من نیست باطنم را آلوده مساز که حقیر و پستم 

 

[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:22 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم میخواد یه گوشه دنج مثلا تو جنگل یا کنار دریا یا بهترین جا روبروی گنبد امام رضا بشینم و با خودم خلوت کنم 

به خودم بگم بالاخره که چی اینهمه دلتنگی اینهمه حرص و جوش رو میخوای چیکار که به چی برسی

دلم میخواد با خودم زیر بارون قدم بزنم و چادرم خیسه خیس بشه صورتم بوی بارون بگیره

آره دلم میخواد هر چی از زبونم در میاد رو بگم یه نفس عمیق بکشم و بگم خدایا منو فقط رها نکن

میدونم نمازام یکی درمیون قضا میشه اما تو دستمو بگیر که نشه 

یا بگم خدا یا خیلی آرومم مثل روزایی که مشهد بودم درسته دورم اما آرومم 

اصن از عاشورای حسین آرومم شاید اینهم معجزه ای باشه واسه دله تنگم 

برای هم دعا کنیم دوستتون دارم

[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 18:38 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم امروز از تمام دختر ها و پسرای ایرانی گرفته است 

از تمام کسانی که باعث شدند با نگاه شیطانی به گناه کشیده بشن

از تمام کسانی که باعث شدند سن ازدواج بالا بره و از دواج های موقت و دوستی های نامشروع اوج پیدا کنه 

اره دلم از همه این آدما گرفته 

همشون دنبال بازی هستند تا کجا اینجوری قراره ادامه پیدا کنه و تا کی ما هم با خودشون محو رونق بازار عیاشی خودشون می‌کنند

چرا باید معضل ازدواج داشته باشیم وقتی اینهمه جوون تو مملکت هستند 

چرا باید دخترای محجبه تو خونه بمونند و دخترای بدحجاب خودشون رو وسیله دست گرگهای هوس باز کنند

اخه چرا ما اینطوری شدیم چرا به همین راحتی به این دنیای فانی اونقدر وابسته میشیم که عشقو لذت و حوس و خوشگذرانیهای زودگذرو ادامه میدیم 

من خسته شدم از این زندگی که همش با من بازی میکنه 

من خسته شدم از این بلاتکلیفی

من حالم به هم میخوره از مردها و دخترهای جامعه خودم.... من حالم از خودم به هم میخوره

[ چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 11:35 ] [ شقایق غریب و تنها ]
وقتی گلویم را بغض فشار میدهد تنها چیزی که آرومم میکنه نوشتن هست

هر چی تو وایبر و شبکه دیگه نوسشتم دعام کنید اروم نشدم تا اومدم تو وبلاگ و بنویسم 

گفتم استخدامی بود و من تموم شرایط استخدامی رو داشتم برای دوستم دعوت شده بود برا مصاحبه که هیچ کدوم از شرایط رو نداشت اما من دعوت نشدم 

اونقدر وقتی ذوق کرده بودم که میگفتم نونم تو روغنه اونقد برای خودم رویا درست کرده بودم 

که امروز همه چی ریخت بهم 

دلم یه بغضی داره که نمیدونم کی اروم میشه اما باید اشکم بیاد اینطوری نمیشه دارم خفه میشم

چرااااااااااااااااااا من همه چیو سپرده بودم به خود خدا اما همه چی دست در دست هم گذاشتن تا نرم ، تا نشه

حکمتو نمیدونم چیه اما من ناراضییم دوست داشتم بشه اعصاااااابم خورده خورد 

میخواد داد بزنمممممممم اما چرا هیشکی صدامو نمیشنوه خدا چرا نمیذاری برم مشهد 

مگه نگفتی با توبه آدمها رو میخشی پس چرا منو نبشیدی ینی اینقد ازت دور شدم

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 18:16 ] [ شقایق غریب و تنها ]
سرشار از استرس هستم فقط برایم دعا کنید

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 16:54 ] [ شقایق غریب و تنها ]
این روزها دلم عجیب هوای تو را کرده 

بس نیست اینهمه تنبیه ؟؟؟؟ دیگر طاقتم سرآمده 

نمیتوااااااانم مرا رهایی ده از این همه خاطرات 

این روزها زیاد دعایم می‌کنند در حرمت امیدوارم به دعای دوستان آرامش بگیرم 

روزهای خوب در انتظار من هستند می دانم نیازم را بی نیاز خواهی کرد دوستت دارم ....

[ شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 11:39 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دستان کوچکش را لمس کردم به چشمان پف کرده اش مینگریستم به مظلومیتی که از تاریکی به سمت روشنایی راه پیدا کرده بود 

بار خدایا امدنش به این سرزمین برای چیست؟ هر آنگاه که تمامی انسانها قدر حضور در این دنیا را نمیدانند و چه بسا هر لحظه تو را ناراحت میکنند

آری جنینی که خلق میکنی و نه ماه از او مراقبت میکنی تا شکل آدمیت و انسانیت پیدا کند پس چه میشود که همه این هنرت زیر سوال میرود؟

خداوندا نگاهش میکردم و از موهبتی که درونش بود لذت میبردم 

او هیچ نمیداند و همه چیز در دستان کوچکش نهفته است 

میتواند راه حق را برود و یا میتواند از حق گریزان باشد همه اختیار را به او داده ای و سخت ترین این زندگی همین اختیار است که قلب و عقل گاهی با هم تناقص دارند 

اختیاری که همه زندگی را در بر میگیرد خداوندا دستانش تنش کوچک بود انگشتانش ظریف خداوندا با آمدنش همه شاد و خندان بودند چه سرنوشتی در پیش روی او هست 

خداوندا روزی من جای او بودم جای او همه نوازشم میکردند و از آمدنم خرسند و شادمان بودند 

من چه راهی را انتخاب کردم که اینگونه در پیچوخم این زندگی همه از من ناامید و دلخورند خداوندا مرا هدایت کن به آن راهی که برای آمدنم مرا به این دنیا آوردی و دیگران را شادمان

من ناخواسته امده ام از من نپرسیدی که میخواهی بیایی به این دنیا یا نه خسته ام خداوند 

دوباره شادمانی دیگران میخواهم جوانیه پدر و مادرم را میخواهم 

خداوند آنها را میبینم که چروکیده شده اند زخمی از خیانتهای روزگار من پاکی را میطلبم آدمهای صادق و راستین را میخواهم 

--------------------------------------------------

قدم نو رسیده مبارک دوباره خاله شدم به نامیه نام پسر علی ابن موسی الرضا اسمش را محمد جواد گذاشتیم در شادیم شریک هستید  با آمدن هر فرزند پدر سجده شکر باید گذارد این جمله پدرم بود ....

 

[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ ] [ 16:48 ] [ شقایق غریب و تنها ]

و باز هم عاشورا و تاسوعایی دگر گذشت و من هنوز غرق در غمو اندوهه خودم خود را در کنج اتاقم حبس کرده ام که مبادا دوباره تکرار کنم تمام خاطرات تلخ را 

مبادا زجه هایی که برای الهی العفو زدم از دست روند 

و مبادا توبه ام نیمه تمام باقی بگذارم 

آری خود را در دورن نفسم حبس کردم خود را جریمه کگرده م من روانه هیات حسین نشدم و یا شاید هنوز تالایق حضور در آن رحمت و برکت هستم 

بغض و اشک همیشه در چشمانم خواهند ماند تا وقتی دل به دلدار سپرده و جدایی را پیشه راهم کرده ام 

چه سخت  دل کندن از تمام آنهایی که روزی دوستشان داشتم و حال تک و تنها در ناامیدی های بسیاری زندگی را گذران می کنم 

آری من زده شده ام از این زندگی خسته م خسته از  تمام هنجارها و ناهنجاریهای این روزگار

نمیدانم کجای این سرزمین به حرف های من میخندی اما دل بسپار و کمی برایم دعا کن شاید دعای تو برایم مستجاب شود

 

[ یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 10:28 ] [ شقایق غریب و تنها ]
امشب همه رفتن تکیه و مسجد و خیمه و هرجایی که بیرق عزا باشه

همه عزاداریو سینه و زنجیر اسپندو صلوات

اما منه روسیاه چی ؟؟؟؟ هه یه اخراجی چی میتونه داشته باشه که خودش لایق خیمه عباس بدونه

منه رو سیاه نرفتم موندم تنهای تنها تو خونه موندم شب تاریک و دلگیر

موندم تا خودمو جریمه کرده باشم

جریمه ای که حقم بود 

موندم تا زززززجه بزنم دور از خمه مردم شهر 

زجه بزنم برای بدبختی که برای خودم درست کردم 

زجه بزنم بگم خدایااااااااااااا منو ببخش که مراقب بنده ت نبودم

اون چیزی نبودم که از م انتظار داشتی و روز اول تولدم خوشحال بودی

آررره من دادزدم بدون هیچ خجالتی از خدای نازنینم خواستم منو از آتیشش دور کنه و از آبروی نداشته م محافظت کنه 

آمین بنظرتون جوابمو از امام حسین میگیرم؟

 

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 21:36 ] [ شقایق غریب و تنها ]
فردا عقکنان یکی از دوستامه که متولد 59 بود خیلی خوشحالم که از تنهایی در اومد 

الهیی که روبروز ارامش داشته باشه و خوشبخت بشه 

الهههی که سالها کنار همسرش زندگی کنه الان کارت عروسیشو براش تایپ کردمو چاپ زدم حس خوبی بود 

الهههی که همه اونایی که محجرد هستند عروس یا داماد بشن جز خودم چون تنهاییو بیشتر میپسندم دیگه

امام رضا جونم شکرت خیلی روحییم عوض شد امام رضا دوستام همه رو عروس کن میخواد بیاد پیشت خوشبختش کن

[ چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳ ] [ 18:15 ] [ شقایق غریب و تنها ]
چ بعض تلخی

این باض این تنهایی کی میخواد تموم شه

خدایا همه نصیحتم میکنند کار بد نکنم کاربد ینی کاری که تو ددوست نداری

خدایا اونقد تو لحظه های مختلف ازت معجزه دیدم که روم نمیشه بگم هوای بنده تنها  و گناهکارتو نداری

امام رضا دلتنگتم ولی دلتنگی رو دوست دارم میخوام  باهات اشتی کنم چون هنوز هوامو داری ااازتو از پروردگارت ممنونم بوس

 

[ سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 14:8 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم گرفته از خودم و دلخوررررم

دلم از همه دنیا گرفته مخصوصا از ......

امام رضا میدونم اونی نبودم که دوست داشتی خودت کمکم کن

[ دوشنبه هفتم مهر ۱۳۹۳ ] [ 12:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دارن میرن عروسی اما من حوصله هیچ عروسی رو ندارم بهشون خوش بگذره 

دلم گرفته از اینجا تا آسمون

[ دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 20:46 ] [ شقایق غریب و تنها ]
یا امام رضاااااا تااا کی منو بیرون کردی؟؟؟؟؟؟

[ شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 21:45 ] [ شقایق غریب و تنها ]
الان باید تو صحنوسرای آقا قدم میزدم باید میخندیدم باید شاد یه تولدشو کنارش تقسیم میکردم نه اينکه چشام پر  از اشک باشه امام رضا من پارسال میدونستم ک پیشت نیستم اما امید داشتم که بطلبی منو اما من خیلی بی ارزشم حق حضپر ندارم من به همه کسانی گه به نحوی توزندگیم بودن بد کردم ممن امام رضا حقم همینه شکایتی ندارم فقط آرومم کن امشب خیلیا برام تو حرمت دعام میکنن خدایا ازت میخوام حاجت روا شون کن

آمین

 

 

[ شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 20:47 ] [ شقایق غریب و تنها ]
هم خسته ام هم سردرد

هم ساکتم هم پر از،همهمه

هم عشق میخوام هم بی وفایی زیاد دیدم 

دلم هیچی نمیخواد فقط دوس دارم بخوابم....

کاش میشد آینده،رو دید

[ پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 21:39 ] [ شقایق غریب و تنها ]
این روزها اطرافم پره از حس زیارت 

پره از هوای دلتنگیه حرم 

پره از دیوونگی و نا امیدی از وصال

وصالی که به فراق تبپیل شد با دستای،خودم خودمو انداختم تو چاه

دلم میخوادپر بزنم واااای دهه کرامت صحنو سراش چ حالی داشت وقتی تنها قدم میزدمو چشام فقط به مناره ها گنبد طلا پنجره فولاد و .....ممن جنپین سال اونجا بودم مگه میشه دلتنگ نشم منی کخ روزی عاشق امام رضا بودمچرا صورتم خخیسهاز گریه وقتی دیوونه وار دوستت دارم وقتی تو بدترین شرایط پا به پا همراهم بودیپپیگه روم نمیشه ازت بخوام منو مشهد ببیاری چون زیر تموم قول هایی که بهت داده بودم زدم 

اما فقط میخوام منو ببخشیو بازم مثل همون موقع هایی که دوسم داشتی هوامو پاشته باشیو تنهام نذاری میشه امام رضا؟ میشه اقای من؟

 

 

[ چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 21:25 ] [ شقایق غریب و تنها ]
تو زندگیم خیلی ها رو نا خودآگاه رنجوندم اما ناخواسته بوده 

من هستم تو هم باش.....

 

[ دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 22:29 ] [ شقایق غریب و تنها ]
من یه غریبه ام روی زمین

خدایا چرا بچه ها رو به این دنیای پر از گریه میاری 

از روز اول دنیا اومدن هم گریه میکنن 

دلم یه دنیا گرفته کاش امیدی تو زندگی داشتم 

یه هدف یه دلخوشی.....یه عشق یه آرزو.....یه آرامش

لعنت به من که نمااااااااز،صبحم قضا میشه خدایا داغونم

[ دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 0:37 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم آرومه ولی یخورده یه کوچولو گرفته 

امیدوارم تموم دوستام حالشون خوب باشن دوستانی که ازشون جدا شدم تا تو تنهاییه خودم دق کنم

[ شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 17:42 ] [ شقایق غریب و تنها ]
دلم گذشته های نه چندان دورو میخواد دولم کودکییم را میخواد 

دلم میخواهد آرام و کودکانه با خدایم خلوت کنم 

دلم پشت بامه خانه ای را میخواهد که سالها زیر آسمانش گونه هایم بی تاب رضایش بود...

آآآآآآآآآآآی دلم تو کجا جا مانده ای ....

[ چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 18:20 ] [ شقایق غریب و تنها ]
 از ساعت 7 صبح تو لباس کار بودم تا 8 شب 

قدم قدم خسته و دل گرفته ترافیک بوق ماشینها 

هم همه دختران خیابانی و شلوغیه بازار 

و اما نسیییییییییییییم آرامش بخش 

آرامشی که دلتو بیشتر میگیره 

شلوغی خط واحد

سرگرم گوشی شدن تا فراموش کنم تمام چروک هایی که روی پیشانیم جای گرفته 

و من منتظر حرکت واحد شهری و اینجا خنده بر لبانم جاری شد آری

من بعد از 12 سال معلم ادبیات خودم رو دیدم سریع خودمو کنار کشیدم تا کنارم بشینه گفتم سلام خانوم فرجاد 

و اون با خنده ای بشاشانه گفت سلام عزیزم خوبی خونواده خوبن

گفتم شما منو نمیشناسی ولی من هیچوقت شما رو فراموش نکردم 

گفت شقایق شمایین من علامت تعجبا از کل م میزد بیرون با خنده ذوق آمیزی گفتم ینی منو یادتونه خندید و گفت مگه میشه دانش آموزای خوبو فراموش کنم خخخخخ

شماره موبایلشو گرفتم و رسیدمو خدافظی کردم ازش پیاده شدم 

و اینبا رنسیم و باد خنک مرا آرام کرد میخندیدم و تمام مسیر به معلمم و شناختنش فکر میکردم اخه دوم راهنمایی کجا این سن من کجا 

خیلی خوشحالم خدا یا شکرت که خندیدم نعمتیه شاد بودن.. از هدیه امروزی که اینقد خسته شدم خستگیم یادم رفت مممنونم 

معلومه هنوز هوامو داری میبوسمت خداااااااااااااااااااااا

[ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 21:19 ] [ شقایق غریب و تنها ]
امروز بدون گناه گذشت

خدایا شکرت مهربون شکرت که هوای همه رو داری......

[ شنبه یکم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 22:59 ] [ شقایق غریب و تنها ]
سلام رز عزیزم تموم کسانی که تولدمو تبریک گفتن لطباقیودید

رز جان اینطوری که نمارادهه جیمیل یا برنفسمرا خودت درست کن اگه دوست داری بیشتر در ارتباط بزندگیم باشه دوست داشتم یه گروهی داشته باشم یه صندوق خیریه ای به همه ادما کمک کنمههمین الان که تو چا.خونه میبینم پدرومادری با لباسای کارگریشون میانو میگن ارزونترین کارتاتونو بدین 

ی با بنده حقیر عزیزم بهت تبریک میگم واسه دکترا انشااله همیشه موفق و پیروز در پناه حق باشی دوست جدیدم

______________________________**********_______________*********_______________

وامروز جمعه بود وقتم را به بیهودگی سپری کردم شغللم خوبست اما در امدش ک» دوست ارم ه همه کمک کنم  دیشب با پدرم رفتم مسجد رش ت گفتم حقوق بعدیم رو سجاده میخرم

بابا راست میگه چقد خوبه ادم وقتی از دنیا میره از خودش چیزهایی باقی بذاره که باقیو صالحات شه 

خدایا به من اراده ای بده تا برنفسم غلبه کنم انجام واجبات و دوری از محرمات سرلوحه زندگیم باشه

خدایا به توفیق خدمت به مسلمانانت به بنده های که دوستار امام رضا  اونایی که وقتی اسم اقا رو میشنون گوشه جمع میشه  خخدایا نمازای صبحم غذا میشه  دستمو بگی  بلند م کن بگو ا فرصتای زندگیت  بودنت استفاده کن

 

 

 

 

[ جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 20:35 ] [ شقایق غریب و تنها ]
اولین شبه تولددمه که چند ساعت پشت سرهم بی وقفه گریه کردم و از اینکه پدرم ازم ناراحته دیوونه شدم

کارفرمام هدیه داد بابام ناراحت شد که چرا بهش گفتم که رفته هدیه خردیه در حالی که من ا ز ذوقم بوده که به همه اطلاع دادم من گریه گریه  گریه کارم شد و بابا هم از خونه زد بیرون

وقتی برگشت برا تولدم یه کیک خریده بود به نشانه آشتی کننون

ولی من سر کیک هم همش گریه کردم بابام گفت ای بابا اینجوری که نمیشه تبریک گفتو خلاصه شب بدی بود برام

تا فرداش سرم درد میکرد نه شام خوردم نه صبحانه رفتم سرکار

اونجام بهم گیر دادن کار رو اشتباه ده بود م ضرر دیده بودن

شب بابا اومد دنبالم برگشتیم با هم رفتیم مسجد

اما مسجد چه صفایی داشت اونم بعد از مدتها اخرین بار شب عید فطر رفته بود

و دعای کمیل که 7 ماهی بود نخونده بودمش

آخ چقد تو سجده گریه به ادم حال معنوی میده خدایا مارو بخخش

الان حالم خیلی خوبه کاش دل هیشکیو نشکننم خدایا دست تموم کسانی که به نحوی من تو زندگیشون لحظه ای بودم حتی در حد سلام رو بگیر

خداا لحظه ای تنهامون نذار

[ جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 21:5 ] [ شقایق غریب و تنها ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
اینجا می نویسم از خاطراتم
از روزهای بودن در مشهدالرضا

اینجا اتاق دلتنگیه منه

جایی که هرکی نمیاد

پس خیلی خوش اومدی
اینجا از لحظات شیرینو غمگین مشهد بودنم و مینویسم
البته موقعی که این وبلاگو درست کردم کاردانی مشهد بودم
و بعد از یک سال دوباره کارشناسی قبول شدم و باز هم مشهدو انتخاب کردم
خدا به پدر و مادرم أجر بده که اجازه دادند در شهر دیگه ای درس بخونم
و تنها کاری که میتونم براشون کنم اینه که هر وقت رفتم براشون نماز زیارت بخونم
البته اگه خدا قبول کنه..
حضور خدارو احساس میکنم

و حالا در تاریخ 23 اسفند 1392 تمام شد حضورم در شهر ملائکه از زسرزمین بهشت و من فارغ از تحصیل در دورن دل بیتابم میگریم و با شرمساری اخراج شدم اخراج از مدینه الرضا از درهای گشوده حرم من زائری بودم با بال پرواز حال دیگر بالو پرم شکسته و توان جدایی را ندارم اما سرنوشتم را از او خواستم با خود گره بزند اما لیاقت ماندن و حضور نداشتم
الوداع یا انیس النفوس
الوداع یا شمس الشموس
الوداع یا غریب الغربا


یا امام رضا
تنهام نذار...
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس